شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

309

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

33 / 11 غياث الدّين ، يعنى غياث الدّين محمّد بن سام غورى پنجمين شاه از سلسلهء شاهان غور كه از 558 هجرى تا 599 پادشاهى كرد و پس از وى برادرش شهاب الدّين محمّد ملك غور شد . پسر او غياث الدّين محمود در 602 جانشين او شد و پسر اين آخرى بهاء الدّين سام از 609 تا 610 ملك غور بود ( رجوع شود به انساب و تواريخ مسلمين تأليف زامباؤر ص 280 تا 284 ) . 34 / 15 نسا ، رجوع شود به ص 291 ضمن حاشيه بر 3 / 3 خرندز . در باب بدى آب و هواى نسا و ناسازگارى آن ، نه تنها به حال تركان بل عموما و حتّى بمزاج مردم خود آن ، اشاره‌اى در معجم البلدان ياقوت هم هست ( ج 4 ص 776 تا 777 ) : هى مدينة و بئة جدّا يكثربها خروج العرق المدينى ، حتّى أنّ الصّيف قلّ من ينجو منه من اهلها . و مراد از عرق مدنى همانست كه به فارسى پيوك و بيمارى رشته مىگوئيم ، Dragonneau بفرانسه و Guinea - worm به انگليسى ، كه شليمر در فرهنگ طبّى خود شرح بسيار مفصّلى دربارهء آن نوشته است ، علاوه بر آنچه قدما ، و از آن جمله ابن سينا راجع به آن بحث كرده‌اند . كرمى است كه زير جلد بيرون مىآيد و تا شش پى طول آن مىشود . 36 / 7 برهان الدين محمّد ، نيز 46 / 12 و 57 / 14 ديده شود . وى نوهء عبد العزيز ( و پسر احمد بن عبد العزيز مذكور در چهار مقاله ) ابن مازهء ملقّب به برهان الدّين بود ، و خاندان او را بدين سبب آل برهان مىگفتند و در بخارا حلّ و عقد و امر و نهى بدست اين خاندان بود چنان كه مىتوان گفت ملك واقعى آن ايالت رئيس اين خاندان بود . ابن الأثير در حوادث سال 603 خبر رفتن او را به بغداد و به حج رفتن او را آورده است بدين مضمون : در اين سال برهان الدّين